این مطلب را اول بهمن نوشته ام که تقدیم شما می کنم

سفر دیروز دکتر ظریف وزیر محترم امور خارجه به عشق آباد بهانه ای شد تا این مطلب را در جهت نقد عملکرد دستگاه دیپلماسی در ترکمنستان بنویسم. از آن جایی که احساس می کنم دوستان دیپلمات ما در این کشور بیش از آن که درد ایران و مردم داشته باشند، گوشه ی عافیت می طلبند و دوست دارند ماموریتشان را به دور از هرگونه تلاش و حرکت مثبت و بی سرو صدا به پایان برسانند و می دانند که املای ننوشته غلط هم نخواهد داشت و لذا هیچ وقت املایی نمی نویسند.

9 دلیل که بیانگر کندی دستگاه دیپلماسی در ترکمنستان است به شرح ذیل مطرح می کنم و امیدوارم مورد توجه قرار گیرد و از خوانندگان محترم تقاضا مندم اگر نقدی بر سخنانم دارند بی پرده بیان کنند تا اگر اشتباه می کنم، نسبت به اصلاح عقاید و ارای خود اقدام نمایم.

دلایل

1-

ترکمنستان کشوری بزرگ است که دارای فرهنگ و تاریخ و زبان و بیش از 1200 کیلومتر مرز جغرافیایی مشترک با ایران است که از نظر جغرافیای سیاسی موقعیت ایران برای رشد و توسعه ی این کشور حائز اهمیت فراوان است و از طرف دیگر ترکمنستان می تواند یکی از مزایای قابل توجه برای ایران در جهت توسعه ی تجارت و ارائه ی خدمات فنی و مهندسی و .. باشد. اما دریغ که جایگاه ایران در این کشور در اثر بی توجهی دوستان، محلی از اعراب ندارد و بازار مستعد این کشور توسط ترک ها و روس ها و چینی ها اوکراینی ها و حتی اروپائیان تسخیر شده است.

2-

 ترک ها و روس ها و .. بازارها و مراکز عمده ی خرید در این کشور دایر کرده و محصولات خود را به وفور عرضه می کنند و نقش ایران در این زمینه تنها ترانزیت کالاهای آن هاست. که آن هم به دریافت عوارض گمرکی محدود می شود و کالای مرغوب ایرانی به لطف دوستان و فعالیت های زیاد آن ها، جایگاهی در بازار این کشور ندارد. دریغ از یک رستوران و یا یک مغازه ی ایرانی در میان پاساژ ها و رستوران های رنگارنگ ترکی و روسی.

3-

تجارت چمدانی ازمعدود راه های ورود کالا از ایران به ترکمنستان است و مردم ترکمن همه روزه با ورود به ایران و بازارچه ی مرزی، کالاهایی را به داخل کشورشان می برند و زندگی خود را از این راه تامین می کنند. اما در این میان مرز نشینان ما به لطف تلاش های دوستان ما و اعوان و اسلافشان، حق ورود به کشور ترکمنستان را ندارند. و برخی از مزایای تجاری را بدین ترتیب از دست می دهیم.

4-

کشور ترکیه با احداث بیمارستانی در عشق آباد، علاوه بر ارائه ی خدمات درمانی به مردم، سود سرشاری نیز نصیب خود می کند و برای اتباع خود اشتغال نیز ایجاد کرده است و دعای مردم ترکمن ها و اعتماد آن ها را نیز جلب کرده است. درحالی که کیفیت خدمات این بیمارستان در سطح درمانگاه های محلی استان های محروم ماست. و ایران به دلیل بی توجهی دوست من و  معاون فعالش، از این همه مزیت که درحوزه ی پزشکی دارد، کمترین بهره ای نمی برد.

5-

آثار تاریخی و باستانی مشترک ایران و ترکمنستان توسط ترک ها و روس ها باز سازی و مرمت می شوند. چرا باید مقبره ی عظیم سلطان سنجر سلجوقی که پادشاه ایران بود، توسط ترکیه مرمت شود و نام ترکیه در لیست حامیان این آثار ایرانی_ترکمنی ثبت شود؟ من می دانم چرا.  چون زمانی که دوست ما و اسلافش گوشه دنج عافیت گزیده بودند، ترک ها سخت مشغول کارو تلاش بودند. مساجد و زیارتگاه ها ی بزرگی توسط ترکیه و فرانسه و اعراب ساخته شده است آنگاه ایران برای ساخت یک بنای یاد بود در مرو در محل کاخ مامون و محل زندگی امام رضا (ع) هنوز اندر خم یک کوچه است.

6-

بانک های ترکیه از جمله خلق بانک (halk bank) با احداث ساختمان های بلند و شعبات مختلف، در بازار مالی این کشور نقش قابل توجهی ایفا می کنند و ایران تنها دارای یک شعبه از بانک صادرات است. آن هم در مکانی که دور از شان و جایگاه ایران است. این هم از نتایج دیپلماسی غیر فعال  ماست.

7-

ترکیه، آمریکا، روسیه و سایر کشور ها با احداث مدارس بزرگ و ثبت نام از اتباع ترکمنی که با استقبال زیادی نیز مواجه می باشند، ضمن تعلیم و تربیت اتباع ترکمنستان، نفوذ خود در این کشور را برای سال های طولانی تضمین می کنند. در این میان تنها مدرسه ی نسبتاً مجهز ایرانی با نام مجتمع آموزشی جمهوری اسلامی ایران که دوستان سفارتی آن را با عنوان مدرسه ی سفارت یاد می کنند و و دوست دارند که سندش را به نام خود بزنند، مجاز به ثبت نام از اتباع ترکمنستان نمی باشد و این نیز از کرامات شیخ ما است که تنها از خیمه و خرگاه حرف می زند و چه سخن ور قهاری است.

8-

بیش از 6 هزار تبعه ی ترک در عشق آباد و اطراف آن ساکنند و مشغول انجام امور تجاری و خدماتی می باشند. که ضمن کار، ارز حاصل از درآمد خود را به کشورشان می برند و در رشد اقتصادی آن نقش بالایی دارند. اما آمار ایرانیان مقیم در رای گیری اخیر ریاست جمهوری تنها حدود  150 نفر ناقابل بود که 90 درصد آن ها نیز کارمندان دولتی بودند. این نیز دلیلی دیگر بر ضعف عملکرد دوستانمان  است.

9-

اگر فعالیت های رایزنی فرهنگی برای آموزش زبان فارسی به معدودی از اتباع ترکمنی نبود، دوستان ما در سفر مقامات ایران مانند جناب دکتر احمدی نژاد، جناب ضرغامی، جناب دکتر لاریجانی و جناب دکتر ظریف و ... چه چیزی برای عرضه و نمایش فعالیت های فرهنگی خود داشتند؟ جز این نمایش تکراری سخن گفتن تعداد معدودی از زبان آموزان فارسی در این مراسم در پشت تریبون؟ جناب برادر اگر کلاهی داری بالا بیانداز که به به و چه چه مقامات میهمان ایرانی در این مراسم، برایت بسیار شیرین است.چرا که آن میهمانان  از تکراری بودن این مراسم بی خبرند.

با آرزوی بهترین ها برای ملت شریف ایران و ترکمنستان